سيد احمد على خسروى
288
راهنماى داروهاى تندرستى ( فارسى )
ذوسنطارياى معوىّ بدان كه ذوسنطاريا گفته مىشود باسهالى در شكم كه مدفوع يا خون يا جراحت يا خراطة باشد و اين يا از كبد است و ذوسنطارياى كبديش مىگويند و مىآيد با سبب و علامت و علاج آن در امراض كبد و يا از روده است و به اين ذوسنطارياى معوى مىگويند كه همان سحج و قروح امعاء باشد و گذشت سحج و قروح امعاء با سبب و علامت و علاج آن و گفته است نفيس ذوسنطاريا در لغة يونانى يعنى قروح امعاء در قولنج است تعريف كردهاند قولنج را باينكه مرضى است از روده با درد لذا مشكل مىشود با آن مرض خارج شدن چيزى كه خارج مىشود بالطّبع و سبب اين قولنج در رودها است پس اگر در روده نولون ؟ ؟ ؟ شد ايلادوسش مىگويند و اسباب اين قولنج بسيار است گاهى از سوء مزاج گرم رودة ظاهر مىشود پس در اثر حرارت مىخشكاند چيزى را كه در آن روده واقع شده و باعث چسبيدن و حبس شدن آن مىگردد و يا اين قولنج از سوء مزاج سرد روده است كه آن سوء مزاج سرد باعث تجمّد آن مىگردد و يا باعث توليد رياح مىشود و تمدّد و زور احداث مىنمايد و يا از سوء مزاج خشك روده است و هر خشكى سبب احتباس ثقل مىگردد در رودة و يا سبب قولنج سدّة است كه منع مىكند غايت را از خارج شدن و اين سدّة يا ورم است و بيشتر از ورم كرم حادث مىشود و يا از خلط بلغمى لزج است